بازیهایی که میخواستند BioShock بعدی باشند اما ناکام ماندند
سری BioShock برای بسیاری از علاقهمندان به بازیهای ویدئویی، در زمره خاطرهانگیزترین آثار تاریخ این صنعت جای گرفته است. روایت داستانی بینظیر آن، همراه با فضاسازی استثنایی و بیرقیب که هیچ عنوان دیگری پیش یا پس از آن نتوانسته به آن دست یابد ، این مجموعه را به تجربهای اساطیری بدل ساخته است. تلفیق مکانیکهای رزمی با تواناییهای فراطبیعی، بهرهگیری هوشمندانه از عناصر محیطی و مواجهه با دشمنان هولناک، تجربهای عمیق و گیرا خلق میکند.
از زمان انتشار نخستین نسخه BioShock، استودیوهای متعددی کوشیدهاند تا تجربهای هموزن با سبک منحصربهفرد آن بیافرینند. توصیف دقیق این سبک دشوار است، اما میتوان آن را به حس و حالی خاص نسبت داد که در حین بازی پدیدار میشود؛ ترکیبی از آشنایی و لحنی آشکارا الهامگرفته از BioShock. این عناوین عموماً از منظر اولشخص روایت میشوند، جایی که بازیکن به قدرتهای ماورایی دست مییابد و جهانی را کاوش میکند که در آن چیزی به شدت ناهنجار است. در ادامه، به بررسی آثاری میپردازیم که در پی جانشینی BioShock برآمدند، اما در این راه ناکام ماندند.
۶. Immortals of Aveum

عنوان Immortals of Aveum قربانی رقبای قدرتمند شد. انتشار همزمان با آثاری چون Final Fantasy 16، Baldur’s Gate 3 و The Legend of Zelda: Tears of the Kingdom، فرصت دیدهشدن را از آن سلب کرد. مکانیک رزمی آن، حس تکاملیافتهای از BioShock را القا میکند؛ جایی که به جای کشف پلاسمیدها، سلاحهای جادویی ویرانگر در اختیار دارید. تنوع طلسمها، یادآور پلاسمیدهای متنوع است، اما بلندپروازی فراتر از توان واقعی، همراه با فروش ضعیف و مشکلات فنی، آن را به فراموشی سپرد.
۵. Atomic Heart

Atomic Heart تمام عناصر لازم برای جانشینی BioShock را دارا بود: جهانی دیستوپیایی که به هرجومرج فرومیریزد، شخصیتهای مرموز با اهداف پنهان و تواناییهای عجیب در برابر دشمنان وحشتانگیز. حتی پیچش داستانی شبیه «Would you kindly?» وجود دارد، اما شخصیت اصلی آزاردهنده و مبارزات خالی از روح، آن را از سطح BioShock دور نگه داشت. با وجود جلوههای بصری خیرهکننده، عدم تمرکز بر تمهای مرکزی، آن را به اثری معمولی تقلیل داد.
۴. Close to the Sun

تنها با نگاهی به تصویر اصلی Close to the Sun، آشکار است که این اثر به دنبال بازآفرینی حس BioShock بوده است. داستان دختری در جستوجوی خواهرش بر روی آزمایشگاهی دریایی اسرارآمیز، از دوره زمانی تا ایدههای روایی، همهچیز را یادآور میکند. اما گیمپلی، بیش از BioShock، به Outlast نزدیک است: راهرفتن و پنهانشدن بدون مبارزه. این مفهوم بر روی کاغذ جذاب است، اما در عمل، به عنوان walking simulator محدود، فرصت درخشش نیافت.
۳. Dark Void

Dark Void، شوتر سومشخص با تمرکز بر جتپک، در هسته خود DNA خلاقانه BioShock را حمل میکند. خلبان جنگ جهانی دوم از طریق مثلث برمودا به جهانی دیگر کشیده میشود و درگیر جنگی میان Watchers و Survivors میگردد؛ نیکولا تسلا با فناوریهای مرموز یاریرسان است. شیوه آشکارسازی جهان، شباهت چشمگیری به رپچر دارد و عناصر علمیتخیلی کلاسیک، فضایی مشابه خلق میکند.
۲. Singularity

Singularity شوتر اولشخصی مهیج با کنترل زمان است که ایده جسورانهاش به شکلی کامل پیادهسازی شده. فضاسازی خیرهکننده، روایتی پیچیده با توطئه و پیچشها، و مبارزات جذاب در برابر دشمنانی که با دستکاری زمان ترسناکتر میشوند، آن را برجسته میسازد. اما زمان انتشار نامناسب در ۲۰۱۰ – میان بازار اشباعشده شوترها و پس از دو BioShock – مانع درخشش کامل شد. با پایانی باز، پتانسیل دنبالهای شایسته داشت، اما فراموش شد.
۱. We Happy Few

We Happy Few از لحظات نخست، تقلیدی آشکار از حالوهوای BioShock است: جامعه دیستوپیایی که احساسات با داروهای شادیآور سرکوب میشود و به فروپاشی میانجامد. اما گیمپلی، بقامحور است نه اکشن؛ مخفیکاری و تاکتیکها بر مبارزه غالباند. جذب در جامعه دشوار است و انتخابها پیامدهای متفاوتی دارند. خلاقانه اما ناشناخته برای بسیاری، که انتظار BioShock داشتند و با هویتی مستقل روبرو شدند.









دیدگاه کاربران
اولین دیدگاه را شما ثبت کنید.